
آدام بک بار دیگر شایعات مربوط به ارتباط خود با ساتوشی ناکاموتو را رد کرده و پاسخی جامع و فوقالعاده صریح ارائه داده است که هم نقش او در تحقیقات اولیه رمزنگاری و هم آغاز گستردهتر بیتکوین را روشن میکند.
بک به مشارکت اولیه خود در رمزنگاری، فناوری حفظ حریم خصوصی و بحثهای پول الکترونیکی که به اوایل دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد، اذعان کرد و در مجموعهای از پستها به صراحت اعلام کرد که او ساتوشی نیست.
من ساتوشی نیستم، اما از همان ابتدا تمرکز لیزری روی پیامدهای مثبت اجتماعی رمزنگاری، حریم خصوصی آنلاین و پول الکترونیکی داشتم، از این رو از حدود سال ۱۹۹۲ به بعد علاقه فعالی به تحقیقات کاربردی در مورد ایکش، فناوری حریم خصوصی در لیست سایفرپانکها داشتم که منجر به هشکش و ایدههای دیگر شد.
— Adam Back (@adam3us) April 8, 2026داستانهای داغکریگ رایت خودخوانده ساتوشی اعتراف کرد که اشتباه میکرده، سرمایهگذاران XRP با ۳.۳۲ میلیون دلار ورودی تازه به بازار ETF بازگشتند، شیبا اینو (SHIB) ۳۳% افزایش قیمت را به عنوان پروکسی اتریوم هدف قرار داده است: گزارش صبحگاهی کریپتو، بیتکوین به ۷۲ هزار دلار بازگشت، تحلیلگران با فعال شدن بازار گاوی به ۸۰ هزار دلار چشم دوختهاند
کار او بر روی هشکش (Hashcash)، یک سیستم اثبات کار (proof-of-work)، اغلب به عنوان یک جزء کلیدی بیتکوین مطرح میشود، که توضیح میدهد چرا شایعات پیرامون هویت او همچنان مطرح میشوند. اما تکذیب بک کافی نیست.
او توجه را به سوگیری تاییدی (confirmation bias)، یک مشکل جدی، جلب میکند. ردپای دیجیتال او بسیار بیشتر از بسیاری از معاصرانش است زیرا او در لیستهای پستی سایفرپانک بسیار فعال بود و به طور منظم مفاهیم پول الکترونیکی را مورد بحث قرار میداد. محققان به دلیل این دید، راحتتر میتوانند ارتباط برقرار کنند، حتی اگر این ارتباطات بیشتر حدسی باشند تا قطعی.
او همچنین این نکته را مطرح میکند که بسیاری از مفاهیم نسبت داده شده به ساتوشی به طور مستقل توسعه نیافتهاند. بسیاری از محققان پیش از این در حال بررسی ایدههایی مانند سیستمهای توزیع شده، شبکههای همتا به همتا و اثبات کار بودند.
به گفته بک، بیتکوین بیشتر ترکیبی از مفاهیم از پیش موجود بود که به یک سیستم کاربردی تبدیل شد، تا یک اختراع واحد. این دیدگاه، این ایده را که ساتوشی باید یک شخص شناخته شده با یک اثر انگشت فکری متمایز باشد، تضعیف میکند. در عوض، این ایده را تقویت میکند که یک اکوسیستم گستردهتر از آزمایش و همکاری، بیتکوین را به وجود آورد.
اظهارات بک همچنین یک موضع فلسفی مهم را آشکار میکند. او تاکید میکند که ندانستن هویت ساتوشی برای بیتکوین در واقع سودمند است. به دلیل نداشتن یک چهره مرکزی، بیتکوین میتواند به عنوان یک دارایی غیرمتمرکز و بیطرف عمل کند که تحت تأثیر شهرت، نفوذ یا بدهیهای احتمالی یک خالق شناخته شده قرار نمیگیرد.
درس واقعی این است که، در طرح کلی امور، اهمیتی ندارد که بک نقش مهمتری نسبت به آنچه عموماً اذعان میشود، داشته است. قدرت بیتکوین در استقلال آن از هر شخص واحدی نهفته است. رازگشایی مداوم ساتوشی، به جای ضعف، یک نقطه قوت است.