پولیمارکت، یک بازار پیشبینی کریپتو که در سال ۲۰۲۰ راهاندازی شد، در ابتدا با موانع نظارتی در آمریکا مواجه بود. گزارشها حاکی از آن است که دولت دوم دونالد ترامپ این محیط را تسهیل کرد. دونالد ترامپ جونیور به عنوان مشاور پولیمارکت فعالیت میکند و شرکت او، ۱۷۸۹ کپیتال، در این شرکت سرمایهگذاری کرده است که نشاندهنده روابط احتمالی تأثیرگذار بر مسیر آن در آمریکا است.
پیدایش پلیمارکت و موانع رگولاتوری اولیه در ایالات متحده
پلیمارکت (Polymarket) که در سال ۲۰۲۰ راهاندازی شد، نشاندهنده تلاقی جذابی از فناوری بلاکچین، امور مالی و تئوری اطلاعات است. این پلتفرم به عنوان یک بازار پیشبینی غیرمتمرکز، به کاربران در سراسر جهان اجازه میدهد تا بر روی نتایج رویدادهای واقعی در آینده، از انتخابات سیاسی و شاخصهای اقتصادی گرفته تا پیشرفتهای علمی و پدیدههای فرهنگ عامه، پیشبینی و شرطبندی کنند. پلیمارکت که بر بستر بلاکچین اتریوم ساخته شده است، از قراردادهای هوشمند برای تضمین پرداختهای شفاف و خودکار بر اساس نتایج قابل تأیید استفاده میکند. این رویکرد نوآورانه، نویدبخش روشی کارآمدتر و بیطرفانهتر برای تجمیع افکار عمومی و پیشبینی رویدادهای آینده است که اغلب از روشهای نظرسنجی سنتی بهتر عمل میکند. با این حال، ماهیت ذاتی آن یعنی اجازه دادن به افراد برای استیک کردن ارزهای دیجیتال روی رویدادهای نامشخص آینده، آن را مستقیماً در تیررس مقررات مالی موجود، به ویژه در ایالات متحده قرار داد.
وعده بازارهای پیشبینی
بازارهای پیشبینی در هسته خود برای تجمیع اطلاعات توزیعشده در قالب یک احتمال لحظهای و واحد طراحی شدهاند. این بازارها با اجازه دادن به افراد برای خرید و فروش سهام متناظر با احتمال وقوع یک رویداد، میتوانند پیشبینیهای بسیار دقیقی ارائه دهند. شرکتکنندگان انگیزه مالی دارند تا باورهای واقعی خود را آشکار کنند که این امر منجر به اثر «خرد جمعی» میشود. به عنوان مثال، اگر قراردادی که پیشبینی میکند «نامزد X در انتخابات پیروز میشود» با قیمت ۰.۷۰ دلار معامله شود، به این معنی است که احتمال درک شده برای آن نتیجه ۷۰ درصد است. این مکانیسم توسط برخی به عنوان یک ابزار پیشبینی برتر ستایش شده است که بینشهایی را در موقعیتهای پیچیده ارائه میدهد؛ جایی که جمعآوری دادههای سنتی ممکن است ناتوان یا دارای سوگیری باشد. برای پلیمارکت، استفاده از ارز دیجیتال و فناوری بلاکچین با ارائه دسترسی بیشتر، برد جهانی و مقاومت در برابر سانسور، این وعده را تقویت میکند و از مدلهای متمرکز و اغلب محدود به جغرافیای خاص در پلتفرمهای پیشبینی سنتی فراتر میرود.
تعامل با کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)
چشمانداز رگولاتوری ایالات متحده از همان بدو تأسیس برای پلیمارکت چالشبرانگیز بود. مانع اصلی از سوی کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)، آژانس فدرال مسئول تنظیم بازارهای مشتقات ایالات متحده، ایجاد شد. CFTC اکثر قراردادهای بازار پیشبینی را به عنوان «سواپ» یا «قراردادهای رویداد» در نظر میگیرد که تحت صلاحیت قضایی آن قرار میگیرند، به ویژه اگر به اشخاص آمریکایی ارائه شوند و شامل کالاها یا نتایج مالی باشند. طبق قانون بورس کالا (CEA)، این نوع قراردادها عموماً مستلزم ثبت در CFTC و رعایت چارچوبهای رگولاتوری سختگیرانهای هستند که برای محافظت از یکپارچگی بازار و جلوگیری از دستکاری طراحی شدهاند.
ارائه قراردادهای رویداد ثبتنشده توسط پلیمارکت، به ویژه قراردادهای مربوط به انتخابات سیاسی و سایر رویدادهای مهم عمومی، منجر به تحقیقات CFTC شد. نگرانی اصلی این آژانس حول محور حمایت از مصرفکننده، دستکاری بازار و پتانسیل فعالیت این بازارها خارج از چارچوبهای نظارتی تثبیتشده بود. ماهیت غیرمتمرکز و بومیِ کریپتوی پلیمارکت، لایههایی از پیچیدگی را اضافه کرد، زیرا مکانیسمهای انطباق سنتی مانند «احراز هویت مشتری» (KYC) و پروتکلهای «ضد پولشویی» (AML) همیشه به طور کامل اجرا نمیشدند یا اجرای آنها در میان پایگاه کاربرانش آسان نبود.
توافق با CFTC در سال ۲۰۲۲ و خروج پلیمارکت از بازار آمریکا
تنشهای رگولاتوری در نهایت به یک اقدام اجرایی مهم از سوی CFTC منجر شد. در ژانویه ۲۰۲۲، CFTC حکمی صادر کرد که طی آن اتهاماتی علیه پلیمارکت مطرح و حل و فصل شد؛ با این یافته که این پلتفرم در حال اجرای یک صرافی مشتقات ثبتنشده یا غیرقانونی بدون مجوز، در میان سایر تخلفات است. در این حکم آمده بود که پلیمارکت بدون کسب عنوان «بازار قراردادی» یا ثبت به عنوان «مرکز اجرای سواپ» (SEF) که طبق قانون CEA الزامی است، به ساکنان ایالات متحده «قراردادهای رویداد» ارائه داده است.
این توافقنامه پلیمارکت را ملزم به پرداخت جریمه نقدی مدنی ۱.۴ میلیون دلاری و توقف ارائه یا اجازه معامله قراردادهای رویداد ثبتنشده به اشخاص آمریکایی کرد. در پاسخ، پلیمارکت اقداماتی را برای مسدود کردن دسترسی کاربران ایالات متحده به پلتفرم خود انجام داد که ضربه بزرگی به آرزوهای آن برای فعالیت جهانی بدون محدودیتهای قضایی بود. این حرکت به این معنی بود که کاربران آمریکایی که پیش از این در پلتفرم فعال بودند، دیگر قادر به مشارکت در بازارها نبودند و عملاً یک «حصار جغرافیایی» (Geo-fence) برای انطباق با قوانین ایالات متحده ایجاد شد.
تعیین مرزهای رگولاتوری
اقدام CFTC علیه پلیمارکت یک بدعت آشکار ایجاد کرد و سیگنالی فرستاد مبنی بر اینکه پلتفرمهای امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، حتی آنهایی که ظاهراً در سطح جهانی فعالیت میکنند، در صورت ارائه خدمات به ساکنان ایالات متحده از مقررات مالی این کشور مستثنی نخواهند بود. این آژانس تأکید کرد که صرفنظر از فناوری زیربنایی یا مدل کسبوکار، پلتفرمهایی که با ابزارهای شبهمشتقات سروکار دارند باید از همان استانداردهای رگولاتوری موسسات مالی سنتی پیروی کنند. این تصمیم، دیدگاه انبساطی CFTC نسبت به صلاحیت قضایی خود و قصد آن برای پلیسبازی فعال در فضای رو به رشد مشتقات کریپتو را تقویت کرد. برای پلیمارکت، این به معنای یک چرخش استراتژیک، تمرکز بر بازارهای بینالمللی و در عین حال پیمودن فرآیند پیچیده بازگشت احتمالی به بازار ایالات متحده تحت یک چارچوب منطبق با قانون بود. پیامدهای این اتفاق فراتر از پلیمارکت رفت و اثر بازدارندهای بر کل بخشهای بازارهای پیشبینی و دیفای گذاشت و بر نیاز به مشاوره حقوقی دقیق و تعامل با رگولاتورها تأکید کرد.
معرفی پیوند خانواده ترامپ و شرکت ۱۷۸۹ کپیتال
در مقابل این پسزمینه از چالشهای رگولاتوری و خروج پلیمارکت از بازار ایالات متحده، تحول جدیدی پدیدار شد که بحثهای قابلتوجهی را برانگیخت: مشارکت دونالد ترامپ جونیور و شرکت سرمایهگذاری وابسته به او، ۱۷۸۹ کپیتال (1789 Capital). در اواخر سال ۲۰۲۳ و اوایل سال ۲۰۲۴، گزارش شد که دونالد ترامپ جونیور به عنوان مشاور به پلیمارکت پیوسته است. به طور همزمان، ۱۷۸۹ کپیتال، یک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر که توسط دونالد ترامپ جونیور بنیانگذاری شده، سرمایهگذاری در این پلتفرم بازار پیشبینی را اعلام کرد. این تلاقی رویدادها بلافاصله سوالاتی را در مورد پتانسیل نفوذ سیاسی برای تأثیرگذاری بر مسیر رگولاتوری پلیمارکت ایجاد کرد، به ویژه با توجه به احتمال تشکیل دولت دوم دونالد ترامپ.
نقش دونالد ترامپ جونیور به عنوان مشاور معمولاً شامل ارائه راهنماییهای استراتژیک، بینشهای توسعه کسبوکار و بهرهبرداری از شبکه ارتباطی او به نفع شرکت است. جایگاه عمومی و ارتباطات او در محافل سیاسی محافظهکار غیرقابل انکار است. به همین ترتیب، سرمایهگذاری ۱۷۸۹ کپیتال سیگنالدهنده حمایت مالی و همسویی استراتژیک است که سرنوشت این شرکت را به موفقیت پلیمارکت گره میزند. این پیوندها از آن جهت حائز اهمیت هستند که یک پلتفرم ارز دیجیتال را که با اقدامات رگولاتوری سختگیرانه ایالات متحده مواجه شده، مستقیماً به یک خانواده سیاسی برجسته و نهادهای مالی وابسته به آنها متصل میکند.
فرضیه سرمایهگذاری ۱۷۸۹ کپیتال
۱۷۸۹ کپیتال خود را شرکتی توصیف میکند که بر سرمایهگذاری در کسبوکارهای همسو با ارزشهای محافظهکارانه و مقابله با ایدئولوژی «ووک» (Woke) متمرکز است. تز سرمایهگذاری آنها اغلب مشاغلی را هدف قرار میدهد که خارج از هنجارهای فرهنگی لیبرال جریان اصلی فعالیت میکنند یا نهادهای مستقر را به چالش میکشند. پلیمارکت با تمرکز بر تجمیع بدون محدودیت اطلاعات و ماهیت غیرمتمرکز خود، میتواند به عنوان همسو با این تز دیده شود. بازارهای پیشبینی به طور ذاتی روایتهای رسانههای سنتی و موسسات نظرسنجی را با ارائه یک معیار مستقیم و بازارمحور از افکار عمومی به چالش میکشند. علاوه بر این، فضای گستردهتر کریپتو اغلب توسط برخی محافظهکاران به عنوان سدی در برابر زیادهخواهی دولت و کنترل بانک مرکزی نگریسته میشود. بنابراین، سرمایهگذاری در پلیمارکت را میتوان نه تنها به عنوان یک شرطبندی مالی، بلکه به عنوان یک حرکت استراتژیک برای حمایت از پلتفرمهایی دانست که اصول ایدئولوژیک خاصی از جمله آزادی بیان و کانالهای اطلاعاتی جایگزین را تجسم میبخشند. این زاویه سرمایهگذاری خاص، لایه دیگری از پیچیدگی را به بحث درباره نفوذ سیاسی احتمالی میافزاید.
تحلیل پتانسیل نفوذ سیاسی و بازگشت رگولاتوری
حضور دونالد ترامپ جونیور به عنوان مشاور و ۱۷۸۹ کپیتال به عنوان سرمایهگذار در پلیمارکت به طور اجتنابناپذیری گمانهزنیهایی را در مورد اینکه چگونه این پیوندها ممکن است بر توانایی پلتفرم برای عبور از موانع رگولاتوری ایالات متحده تأثیر بگذارد، برمیانگیزد، به ویژه اگر دولت دوم ترامپ روی کار بیاید. تحلیل عینی این احتمالات، با تمایز قائل شدن بین علیت مستقیم، نفوذ بالقوه و ادراک عمومی، حیاتی است.
لابیگری مستقیم و دسترسی به شبکه
یک ملاحظه فوری، پتانسیل تقویت تلاشهای لابیگری و دسترسی به شبکههای تأثیرگذار است. موقعیت دونالد ترامپ جونیور تئوریکاً میتواند درهایی را به روی سیاستگذاران، رگولاتورها و مقامات دولتی باز کند که در غیر این صورت برای یک استارتاپ کریپتویی نسبتاً جوان غیرقابل دسترس بودند. در حالی که لابیگری مستقیم برای تغییرات رگولاتوری خاص مستلزم رعایت قوانین اخلاقی و افشای اطلاعات سختگیرانه است، داشتن یک چهره تأثیرگذار در تیم میتواند گفتگوها را تسهیل کند، به تصمیمگیرندگان درباره مزایای پلتفرم آموزش دهد و به شکلدهی روایت پیرامون بازارهای پیشبینی کمک کند. این لزوماً به معنای نفوذ غیرقانونی نیست، بلکه مزیت استراتژیک داشتن فردی با ارتباطات سیاسی گسترده است که از منافع شرکت دفاع میکند. چنین ارتباطاتی میتواند در درک جزئیات سیاستگذاری، پیشبینی تغییرات رگولاتوری و حتی تأثیرگذاری بر اولویتبندی مسائل رگولاتوری خاص کمک کند.
تغییر فلسفههای رگولاتوری در دولت احتمالی دوم ترامپ
یک مجرای نفوذ قابل توجهتر، هرچند غیرمستقیم، میتواند ناشی از تغییر گستردهتر در فلسفه رگولاتوری تحت دولت احتمالی دوم ترامپ باشد. به لحاظ تاریخی، دولتهای جمهوریخواه اغلب به عنوان نهادهایی حامی کسبوکار و با تمایل کمتر به رگولاتوری سختگیرانه در مقایسه با دولتهای دموکرات شناخته شدهاند.
اگر دولت ترامپ موضع ملایمتر یا نوآوریمحور در قبال ارزهای دیجیتال و امور مالی غیرمتمرکز اتخاذ کند، این امر میتواند به چندین شکل ظاهر شود:
- انتصابات در آژانسهای رگولاتوری: یک دولت جدید رهبرانی را برای نهادهای کلیدی مانند CFTC، SEC و وزارت خزانهداری منصوب میکند. این منصوبان ممکن است دیدگاههای همدلانهتری نسبت به نوآوریهای کریپتو داشته باشند و تمایل کمتری به اقدامات اجرایی تهاجمی نشان دهند، یا ممکن است قوانین موجود را به گونهای تفسیر کنند که برای پلتفرمهایی مانند پلیمارکت مطلوبتر باشد.
- فرمانهای اجرایی و دستورالعملهای سیاستی: رئیسجمهور میتواند فرمانهای اجرایی صادر کند یا به آژانسها دستور دهد که اهداف سیاستی خاصی را در اولویت قرار دهند. دولت ترامپ ممکن است دستورالعملهایی صادر کند که نوآوری در داراییهای دیجیتال را تشویق کند، فرآیندهای رگولاتوری را برای شرکتهای کریپتویی سادهسازی کند، یا حتی تفاسیر موجود از قوانینی مانند CEA را در کاربرد آنها برای بازارهای پیشبینی به چالش بکشد.
- فشار قانونگذاری: در حالی که قانونگذاری مستقیم چالشبرانگیز است، یک دولت میتواند کنگره را برای بررسی قوانین جدید یا اصلاح قوانین موجود تحت تأثیر قرار دهد تا چارچوب رگولاتوری شفافتر و مطلوبتری برای بازارهای پیشبینی فراهم شود و احتمالاً آنها را از مشتقات سنتی متمایز کند.
- صلاحدید در اجرا: حتی بدون تغییر در قانون یا دستورالعملهای صریح، آژانسهای رگولاتوری در میزان تهاجمی بودن پیگیری اقدامات اجرایی صلاحدید دارند. یک محیط رگولاتوری کمتر خصمانه میتواند منجر به تحقیقات کمتر یا رویکردهای مصالحهجویانهتر برای انطباق شود.
لازم به ذکر است که هرگونه تغییر اینچنینی مختص پلیمارکت نخواهد بود، بلکه احتمالاً کل بخش کریپتو و بازارهای پیشبینی را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، پلیمارکت که پیش از این با چالشهای رگولاتوری قابل توجهی روبرو شده است، در موقعیت منحصربهفردی برای بهرهمندی از چنین تغییری در جریانهای سیاسی قرار خواهد داشت.
ظاهر ماجرا: ادراکات در مقابل سیاست
فراتر از تغییرات مستقیم سیاست، ارتباط با خانواده ترامپ حامل «ظاهر» (Optics) قابل توجهی است. این تصور که یک پلتفرم دارای حمایت سیاسی تأثیرگذار است، خود میتواند یک عامل قدرتمند باشد.
- اعتماد سرمایهگذار: سرمایهگذاران ممکن است پلیمارکت را شرطبندی امنتری بدانند اگر باور داشته باشند که این پلتفرم از محافظت سیاسی برخوردار است یا شانس بیشتری برای عبور از چالشهای رگولاتوری آینده به دلیل ارتباطاتش دارد. این امر میتواند سرمایه بیشتری جذب کرده و ارزش پلتفرم را افزایش دهد.
- موضع رگولاتوری: رگولاتورها، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، ممکن است با یک نهاد دارای ارتباطات سیاسی با سطح متفاوتی از بررسی یا تمایل متفاوت برای گفتگو در مقایسه با یک استارتاپ کاملاً مستقل برخورد کنند. این به معنای فساد نیست، بلکه واقعیتی است که نشان میدهد نفوذ میتواند به روشهای ظریفتری مانند باز بودن بیشتر برای شنیدن مواضع شرکت یا اولویتبندی جنبههای مختلف رگولاتوری ظاهر شود.
- روایت عمومی و رسانهای: عموم مردم و رسانهها ممکن است بازگشت پلیمارکت به بازار ایالات متحده را به گونهای متفاوت ببینند و آن را از دریچه سیاسی تفسیر کنند، صرفنظر از اینکه نفوذ سیاسی مستقیم عامل آن بوده یا خیر. این روایت به خودی خود میتواند پویایی بازار و اعتماد عمومی را شکل دهد.
بدعتگذاری و جهتگیری سیاستهای آتی
اگر پلیمارکت با موفقیت تحت یک چارچوب رگولاتوری مطلوبتر به بازار ایالات متحده بازگردد، میتواند بدعت مهمی برای سایر بازارهای پیشبینی و حتی پروژههای گستردهتر دیفای ایجاد کند. این امر نشاندهنده تغییر احتمالی در رویکرد ایالات متحده به نوآوری در فناوری مالی خواهد بود، به ویژه برای پلتفرمهایی که از بلاکچین برای کاربردهای نوین استفاده میکنند. بحث جاری بین ترویج نوآوری و تضمین حمایت از مصرفکننده و یکپارچگی بازار در خط مقدم چنین بازنگری سیاستی قرار خواهد گرفت. بازگشت موفقیتآمیز پلیمارکت، به ویژه تحت دولت ترامپ، بدون شک توسط حامیان به عنوان پیروزی نوآوری و بازارهای آزاد تلقی میشود، در حالی که منتقدان ممکن است نگرانیهایی را در مورد «تسخیر رگولاتوری» (Regulatory Capture) یا فرسایش حمایت از مصرفکننده مطرح کنند.
بحث گستردهتر: قمار در برابر تجمیع اطلاعات
محور اصلی مبارزه رگولاتوری پلیمارکت و سایر بازارهای پیشبینی، یک بحث فلسفی و قانونی بنیادین است: آیا این پلتفرمها در درجه اول شکلی از قمار هستند یا به عنوان ابزارهای پیچیده برای تجمیع اطلاعات و پیشبینی، عملکردی مشروع دارند؟ پاسخ به این سوال عمیقاً بر نحوه تنظیم مقررات آنها تأثیر میگذارد.
کارایی اقتصادی و پیشبینی
حامیان استدلال میکنند که بازارهای پیشبینی بسیار فراتر از قمار هستند. آنها بر کاربرد این بازارها در ارائه پیشبینیهای دقیق و لحظهای از طیف گستردهای از رویدادها تأکید میکنند. برخلاف نظرسنجیهای سنتی که میتوانند مستعد سوگیری مطلوبیت اجتماعی یا نقصهای متدولوژیک باشند، بازارهای پیشبینی به شرکتکنندگان انگیزه میدهند تا روی باورهای واقعی خود شرطبندی کنند و قیمت بازار را به سمت احتمال واقعی یک رویداد سوق دهند. مطالعات نشان دادهاند که بازارهای پیشبینی اغلب در پیشبینی انتخابات، فروش محصولات و حتی اکتشافات علمی از پانلهای متخصص و نظرسنجیها بهتر عمل میکنند. از دیدگاه اقتصادی، این بازارها به عنوان مکانیسمهای کارآمد برای «کشف قیمت» دیده میشوند که اطلاعات پراکنده را در قالب یک سیگنال قابل تفسیر تجمیع میکنند. این امر آنها را به ابزارهایی ارزشمند برای کسبوکارها، محققان و سیاستگذارانی تبدیل میکند که به دنبال درک افکار عمومی و پیشبینی نتایج آینده هستند. حامیان معتقدند محدود کردن فعالیت آنها، نوآوری را سرکوب کرده و دسترسی به هوش تجاری ارزشمند را محدود میکند.
نگرانیهای مربوط به حمایت از مصرفکننده
در مقابل، رگولاتورها و منتقدان اغلب بازارهای پیشبینی را از دریچه حمایت از مصرفکننده و یکپارچگی بازار، مشابه قمار، میبینند. نگرانیهای آنها شامل موارد زیر است:
- ریسک ضرر: شرکتکنندگان میتوانند پول خود را از دست بدهند، مشابه هر نوع سرمایهگذاری سفتهبازانه یا قمار. رگولاتورها نگران افرادی هستند که بدون درک کامل از ریسکهای موجود در این بازارها فعالیت میکنند.
- دستکاری بازار: پتانسیل برای بازیگران بزرگ یا گروههای هماهنگ وجود دارد تا قیمتهای بازار را برای تأثیرگذاری بر درک عمومی یا کسب سود ناعادلانه دستکاری کنند. این یک نگرانی رایج در بازارهای مالی سنتی است و به همان اندازه در مورد بازارهای پیشبینی صدق میکند.
- شیوههای ناعادلانه: بدون نظارت رگولاتوری قوی، خطر درگیر شدن پلتفرمها در شیوههای معاملاتی ناعادلانه، معاملات متکی بر اطلاعات نهانی یا فعالیت با شفافیت ناکافی وجود دارد.
- پیامدهای اجتماعی: برخی همچنین نگرانیهایی را در مورد پیامدهای اجتماعی شرطبندی بر روی رویدادهایی مانند انتخابات یا بحرانهای انسانی مطرح میکنند و معتقدند که این کار میتواند مسائل جدی را پیشپاافتاده جلوه دهد یا منجر به رفتارهای نامطلوب شود.
چالش رگولاتورها تمایز قائل شدن بین ابزارهای مالی مشروع است که کشف قیمت را تسهیل میکنند و تلاشهای سفتهبازانهای که عمدتاً به عنوان سرگرمی عمل میکنند. موضع CFTC عموماً بر احتیاط بوده و بازارهای پیشبینی را به عنوان مشتقاتی طبقهبندی کرده است که مستلزم نظارت دقیق هستند و با آنها بیشتر مانند ابزارهای مالی برخورد میشود تا بازیهای صرف مبتنی بر شانس.
نتیجهگیری: تعامل پیچیده نوآوری، مقررات و سیاست
سفر پلیمارکت در چشمانداز رگولاتوری ایالات متحده، نمادی از چالشهای گستردهتری است که پروژههای نوآورانه ارز دیجیتال و امور مالی غیرمتمرکز با آن روبرو هستند. مواجهه اولیه آن با CFTC نشاندهنده مانع بزرگی است که مقررات مالی موجود برای پلتفرمهایی که به سادگی در دستههای سنتی جای نمیگیرند، ایجاد میکنند. جریمه ۱.۴ میلیون دلاری و خروج اجباری از بازار ایالات متحده بر موضع تزلزلناپذیر CFTC در مورد صلاحیت قضایی بر مشتقات تأکید کرد.
مشارکت متعاقب دونالد ترامپ جونیور و ۱۷۸۹ کپیتال، بعد سیاسی قدرتمندی را به داستان پلیمارکت اضافه میکند. اگرچه هنوز برای بیان قطعی اینکه این پیوندها مسیر بازگشت پلیمارکت به ایالات متحده را «هموار» کردهاند زود است، اما آنها بدون شک بستر متفاوتی را برای تعاملات رگولاتوری آینده ایجاد میکنند. چنین ارتباطاتی میتواند مزایای استراتژیک را از طریق شبکهسازی تقویتشده ارائه دهد، به طور بالقوه بر جهتگیری سیاستهای رگولاتوری در یک دولت همدل تأثیر بگذارد و ادراکات عمومی و سرمایهگذاران را بازسازی کند.
در نهایت، آینده پلیمارکت در ایالات متحده احتمالاً به تعامل پیچیدهای از عوامل بستگی دارد: تغییر موضع رگولاتورهای آمریکایی در مورد کریپتو و بازارهای پیشبینی، جو سیاسی و توانایی خود پلیمارکت برای انطباق و احتمالاً ایجاد یک چارچوب قانونی برای عملیات در ایالات متحده. بحث بر سر اینکه آیا بازارهای پیشبینی قمار هستند یا ابزارهای اطلاعاتی ارزشمند، همچنان به شکلدهی نحوه برخورد رگولاتوری با آنها ادامه خواهد داد و هرگونه تغییر در این دیدگاه، که تحت تأثیر پیشرفت تکنولوژیک، تحقیقات آکادمیک یا اراده سیاسی باشد، میتواند راه را برای دوران جدیدی از فعالیت آنها در ایالات متحده هموار کند. روایت پلیمارکت به عنوان یک مطالعه موردی جذاب از تنش پایدار بین نوآوری تکنولوژیک و نظم رگولاتوری مستقر عمل میکند که با جریانهای قدرتمند نفوذ سیاسی پیچیدهتر شده است.