
بیشتر افراد تصور میکنند که فرصت استیبلکوین در جایی متمرکز است که سرمایه حضور دارد، یعنی در نیویورک، سانفرانسیسکو و لندن. در حالی که بزرگترین بازارهای استیبلکوین در جهان در کشورهایی قرار دارند که اکثر سرمایهگذاران خطرپذیر (VCs) هرگز در آنجا جلسهای نداشتهاند.
در سال ۲۰۲۵، حجم تراکنشهای استیبلکوین در سطح جهان از ۲۸ تریلیون دلار فراتر رفت و از مجموع ویزا و مسترکارت پیشی گرفت. بیشتر بنیانگذاران و سرمایه همچنان در ایالات متحده و اروپا متمرکز هستند، جایی که استیبلکوینها یک محصول نهادی باقی ماندهاند. این لایه در حال حاضر مورد مناقشه است: بلکراک، جیپیمورگان و فیدلیتی در حال ورود به بازارهای پولی توکنیشده و تسویه حسابهای شرکتی هستند، که فضای بسیار کمتری را برای استارتآپهای تحت حمایت سرمایه خطرپذیر نسبت به آنچه روایتها نشان میدهند، باقی میگذارد.
تقاضای واقعی در جای دیگری در حال رخ دادن است. فقط نیجریه بیش از ۲۶ میلیون کاربر رمزارز دارد، یعنی بیش از یک هشتم بزرگسالان، و ۵۹ درصد از آنها تتر (USDT) نگهداری میکنند. در سراسر آمریکای لاتین، جریانهای استیبلکوین طبق دادههای صندوق بینالمللی پول (IMF) ۷.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه را تشکیل میدهند. سؤال دیگر این نیست که آیا بازارهای نوظهور اهمیت دارند یا خیر. سؤال این است که چرا بسیاری از پرتفویهای سرمایهگذاران خطرپذیر هنوز طوری رفتار میکنند که گویا این دادهها وجود ندارند.
استیبلاسکیپ (Stablescape)، که بیش از ۳۰۰۰ شرکت استیبلکوین و فینتک رمزارزی را در سراسر جهان رصد میکند، نشان میدهد که ۱۳۰۰ شرکت در ایالات متحده مستقر هستند. بازارهای نوظهور در آمریکای لاتین، آفریقای زیرصحرا، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه تنها ۳۲ درصد از شرکتهای ردیابی شده را تشکیل میدهند، با وجود اینکه اکثریت حجم واقعی استیبلکوین را تولید میکنند.
در آرژانتین، خریدهای استیبلکوین بیش از نیمی از کل تراکنشهای صرافی را تشکیل میدهد، که ناشی از تورم سهرقمی و کنترلهای ارزی است که دسترسی به دلار را به یک مسیر بوروکراتیک پر مانع تبدیل کرده است. برزیل تا اواسط سال ۲۰۲۵، ۳۱۸.۸ میلیارد دلار ورودی رمزارز ثبت کرده است که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق استیبلکوینها بوده است. آفریقای زیرصحرا سال به سال ۵۲ درصد رشد داشته و بیش از ۲۰۵ میلیارد دلار ارزش آنچین دریافت کرده است. بنیانگذارانی که زیرساخت این تقاضا را میسازند، همچنان در شهرهایی متمرکز هستند که این مشکل هرگز در آنجا وجود نداشته است.
روایت کریپتو در غرب، استیبلکوینها را به عنوان زیرساختی برای موارد استفاده پیچیدهتر، ریلهای تسویه حساب قابل برنامهریزی، بازدهی دیفای و مدیریت خزانهداری سازمانی معرفی میکند. در این بازارها، استیبلکوینها سیستمهایی را بهبود میبخشند که از قبل کارایی دارند. در لاگوس، بوئنوس آیرس و استانبول، نقطه شروع متفاوت است. برای میلیونها نفر، استیبلکوینها اولین راه مطمئن برای نگهداری ارزش دلاری خارج از بانکهایی هستند که ورشکست میشوند، ارزهایی که سقوط میکنند، یا واسطههایی که میتوانند دسترسی را یک شبه قطع کنند.
پرداختهای B2B استیبلکوین در سراسر آمریکای لاتین از کمتر از ۱۰۰ میلیون دلار در ماه در اوایل سال ۲۰۲۳ به بیش از ۶ میلیارد دلار در ماه تا اواسط سال ۲۰۲۵ افزایش یافت که یک رشد ۶۰ برابری در ۳۰ ماه است و بیشتر ناشی از تجارت برونمرزی و نه گمانهزنیهای خردهفروشی است. محصولات استیبلکوین مصرفکننده هزینههای سربار فزایندهای دارند: هزینههای تطابقپذیری که با تعداد کاربران افزایش مییابد، روابط بانکی محلی شکننده، و اقتصاد واحدهای پولی که به ندرت در انتقالهای خردهفروشی کوچک دوام میآورند. Yellow Card، که در ۳۴ کشور فعالیت میکند، به طور کامل از کسبوکار مصرفکننده خود خارج شد تا بر B2B تمرکز کند. Bitso موقعیت پایدار خود را در کریدور مکزیک و ایالات متحده از طریق جریانهای پرداخت تجاری ساخت، نه کیف پولهای خردهفروشی. در هر مورد، مزیت، نزدیکی بود: بنیانگذارانی که کریدورهای خود را از درون میشناختند.
در سال ۲۰۲۴، ۳۰ شرکت سرمایه خطرپذیر ۷۵ درصد از کل سرمایههای جمعآوری شده توسط صندوقهای آمریکایی را به خود اختصاص دادند. این صندوقها تز ماکرو استیبلکوین را درست فهمیدهاند. اما جغرافیای آن را اشتباه متوجه شدهاند.
تشخیص الگوهای یک صندوق Sand Hill Road درباره بنیانگذاران سانفرانسیسکو، تقریباً هیچ سیگنالی درباره اینکه کدام بنیانگذار در لاگوس، بوئنوس آیرس یا مانیل میتواند موفق شود، ارائه نمیدهد. استدلال متقابل این است که فینتک بازارهای نوظهور فاقد خروجیهای (Exits) مناسب است. دادهها این را رد میکنند. OPay به دنبال ارزشگذاری ۴ میلیارد دلاری پیش از عرضه اولیه عمومی احتمالی است که بر اساس زیرساخت پرداختهای آفریقایی ساخته شده، و Modern Treasury شرکت Beam، یک استارتآپ نقدینگی برونمرزی استیبلکوین را به قیمت ۴۰ میلیون دلار خریداری کرد. بازار خروجیها در اطراف همان کریدورهایی در حال شکلگیری است که صندوقهای غربی در حمایت از آنها کند عمل کردهاند.
جاذبه نظارتی این تمرکز را تشدید میکند. قوانین GENIUS Act و MiCA بااهمیت هستند، و سرمایه نهادی به دنبال وضوح (قانونی) به هر کجا که برسد، میرود. چیزی که این چارچوب نادیده میگیرد این است که وضوح نظارتی ایالات متحده مربوط به ایمنسازی استیبلکوینها برای بخشهای تطابقپذیری است. حجم معاملات در نیجریه و آرژانتین به وضوح نظارتی بیشتری نیاز ندارد، از بازار ایالات متحده در تقریباً هر معیاری پیشی میگیرد، و توسط شرکتهایی که توسط شبکههای منطقهای تأمین مالی میشوند و صندوقهای غربی هیچ ارتباطی با آنها ندارند، خدماتدهی میشود.
فیلیپین در سال ۲۰۲۵، ۳۹.۶ میلیارد دلار حواله شخصی دریافت کرد، با هزینههای انتقال که به طور متوسط ۵ تا ۷ درصد بود، در حالی که هزینه انتقال استیبلکوین در کسری از یک درصد محاسبه میشود. قانون سرمایهگذاری و اوراق بهادار نیجریه در سال ۲۰۲۵، داراییهای مجازی را تحت نظارت رسمی قرار داد، با رژیمهای صدور مجوز در سراسر آفریقای جنوبی، بوتسوانا، موریس و نامیبیا، و سندباکسهای نظارتی اکنون در سراسر شرق و غرب آفریقا فعال هستند.
این کریدورها شرکتهای استیبلکوین دهه آینده را همانند روشی که برزیل نوبانک (Nubank) را تولید کرد، به وجود خواهند آورد: با ساختن برای مشتریانی که سیستم موجود آنها را نادیده گرفته بود، با دانش محلی که تازهواردان سالها برای تکرار آن تلاش کردند و شکست خوردند. ال دورادو (El Dorado)، یک سوپر-اپ استیبلکوین آمریکای لاتین، در سال ۲۰۲۵ از ۶۰۰,۰۰۰ کاربر و ۳ میلیون تراکنش عبور کرد، به ۲.۷ میلیون دلار درآمد سالانه تکرارشونده (ARR) با رشد سالانه ۱۲ برابری دست یافت و به پردانلودترین اپلیکیشن رمزارز ونزوئلا تبدیل شد. Multicoin Capital و Coinbase Ventures پس از اینکه بازار مدل را تأیید کرده بود، از آن حمایت کردند. ابتدا حجم، سپس تأیید محلی، و در نهایت سرمایه جهانی؛ این توالی در هر کریدور مهم بازار نوظهور در پنج سال آینده تکرار خواهد شد.
بازار استیبلکوین از قبل به دو بخش تقسیم شده است. یک طرف زیرساخت سازمانی را برای نهادهای غربی تحت نظارت میسازد: هماهنگی خزانهداری، ابزارهای تطابقپذیری، ریلهای تسویه حساب. طرف دیگر دسترسی به دلار را برای میلیاردها نفر در سیستمهای پولی بیثبات فراهم میکند، جایی که استیبلکوینها نه یک محصول رمزارزی بلکه یک خط نجات مالی هستند. یک طرف بیشتر سرمایه خطرپذیر را کنترل میکند. طرف دیگر از قبل بیشترین تقاضا را دارد.
لایه On/Off-ramp، که در آن ۵۷ درصد شرکتها در بازارهای نوظهور به صورت محلی تأسیس شدهاند، به همراه شبکههای حواله منطقهای و صادرکنندگان ارز محلی در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی، نسبت به تقاضای زیر آن، کمبود بودجه دارند. شرکتهایی مانند کولیپا (Kulipa)، که زیرساخت پرداخت استیبلکوین برای بازارهای آفریقایی میسازد، و مورال پی (Mural Pay)، که بر پرداختهای B2B برونمرزی در سراسر آمریکای لاتین تمرکز دارد، نماینده دستهای هستند که از نظر استانداردهای سرمایه خطرپذیر غربی کوچک به نظر میرسند تا زمانی که کریدورهایی که به آنها خدمات میدهند، غیرقابل چشمپوشی شوند.
نسل بعدی شرکتهای استیبلکوین از بنیانگذاران در لاگوس، سائوپائولو و مانیل خواهد آمد. صندوقهایی که امروز این روابط را ایجاد میکنند، بهترین بازدهی را در استیبلکوینها در دهه آینده به ارمغان خواهند آورد. کسانی که منتظر میمانند تا شرکتها در کرانچبیس (Crunchbase) ظاهر شوند، همان حق بیمهای را پرداخت خواهند کرد که سرمایهگذاران در هر چرخه بازار نوظهور قبل از این پرداخت کردهاند.
نقشه از قبل ترسیم شده و حجم معاملات نیز از قبل وجود دارد. تنها چیزی که کم است، جایی است که سرمایه خطرپذیر به آن نگاه میکند.
افشا
دیدگاهها و نظرات بیان شده توسط نویسنده فقط برای اهداف اطلاعرسانی است و به منزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری یا سایر مشاورهها نمیباشد.