
برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، اخیراً در شبکه اجتماعی ایکس (X) خاطرنشان کرد که تغییر عظیمی در درک صنعت ارزهای دیجیتال توسط مالی سنتی رخ داده است.
این مدیر اجرایی بسیار بانفوذ به یاد آورد زمانی را که غولهای مالی سنتی، داراییهای دیجیتال را چیزی جز سفتهبازی سمی نمیدانستند.
به ویژه، او به یاد آورد زمانی را که ارزهای دیجیتال «سم موش» نامیده میشدند، اما این فناوری در نهایت منجر به بازسازی سیستم مالی شد، به طوری که اکنون شرکتهای بزرگ جهانی در حال بررسی استیبلکوینها و داراییهای دیجیتال هستند.
لقب بدنام «سم موش» توسط سرمایهگذار افسانهای، وارن بافت، جاودانه شده است.
در طول جلسه سالانه سهامداران برکشایر هاتاوی در سال ۲۰۱۸، بافت به طرز تهاجمی از شریک تجاری قدیمی خود پیشی گرفت. این اتفاق تنها چند ماه پس از سقوط بیتکوین از اوج اولیه جریان اصلی خود که تقریباً ۲۰,۰۰۰ دلار بود، رخ داد.
توهین پر و پتانسیل بافت ناشی از فلسفه بنیادین سرمایهگذاری ارزشی اوست. اوراکل اوماها مدتهاست که معتقد است داراییها باید ذاتاً مولد باشند تا ارزش ذاتی واقعی داشته باشند. او به طور مشهور، کسبوکارهای تثبیتشدهای را ترجیح میدهد که جریان نقدی، محصولات و سود سهام ثابتی تولید میکنند.
گارلینگهاوس اخیراً اشاره کرد که مدیران عامل و هیئت مدیره شرکتهای فورچون ۵۰۰ اکنون فعالانه از مدیران مالی خود درباره ادغام استیبلکوینها میپرسند. او خاطرنشان کرد که ۳ تریلیون دلار پرداخت با استیبلکوین که سال گذشته انجام شد، یک عامل آگاهیبخش برای شرکتهای آمریکایی است. او گفت: «این لحظه ChatGPT ارزهای دیجیتال است و مردم استیبلکوینها را به عنوان نقطه ورود به سایر راهحلهای مبتنی بر بلاکچین و ارزهای دیجیتال میبینند.»
در عین حال، او هشدار کوچکی درباره هیاهوی فعلی پیرامون توکنیزاسیون (توکنسازی) ارائه داد. گارلینگهاوس اظهار داشته است که توکنسازی برای باارزش بودن باید واقعاً کارایی را بهبود بخشد: او گفت: «سیلیکون ولی شهرت دارد که فناوریای در جستجوی یک مشکل دارد... توکنسازی کاربردهای بسیار ارزشمندی دارد، و برخی از نمونههایی که من میبینم، کاملاً آنها را درک نمیکنم.»
گارلینگهاوس همچنین از اعلامیه مشترک اخیر SEC و CFTC که ۱۶ دارایی دیجیتال را به عنوان کالا به رسمیت شناختهاند، به عنوان «گامی بزرگ رو به جلو» تمجید کرد. او به شدت از خصومت نظارتی چهار سال گذشته تحت رهبری گری گنسلر، رئیس سابق SEC، انتقاد کرد. او گفت: «به جای مشارکت در قانونگذاری دقیق، یک جنگ حقوقی بود. بیایید به شرکتها حمله کنیم و آنها را به خارج از کشور برانیم.»