
برای بیشتر ۱۸ سالی که از انتشار وایتپیپر (Whitepaper) نهصفحهای بیتکوین (BTC) در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸، در بحبوحه آشفتگی بحران بزرگ مالی، میگذرد، بسیاری به درستی یا به اشتباه درباره هویت خالق مستعار آن، ساتوشی ناکاموتو، گمانهزنی کردهاند.
تلاشها برای افشای هویت ساتوشی از آن زمان، با ناپدید شدن خالق مستعار از انظار عمومی در سال ۲۰۱۱، ادامه داشته است. داستانی در نیوزویک در سال ۲۰۱۴ بر مهندس سیستمهای ژاپنی-آمریکایی، دوریان پرنتیس ساتوشی ناکاموتو، تمرکز کرد، در حالی که دیگران این نظریه را مطرح کردند که بیتکوین میتواند پروژهای تحت کنترل سیا باشد، که در پاسخ به آن، یکی از کارشناسان در مستند به طعنه گفت: «فکر نمیکنم دولت ما به اندازه کافی شایسته باشد که چنین کار هوشمندانهای انجام دهد.»
در حالی که ایدههای مطرحشده در بسیاری از مستندهای مشابه در نهایت رد شدند، «یافتن ساتوشی» (Finding Satoshi)، به کارگردانی تاکر تولی و متیو میل، تلاش میکند با یک تحقیق شخصیتمحور که بسیاری از نامهای آشنا را به سطح میآورد، از تکرار نظریههای موجود پرهیز کرده و به نتیجهای جالب برسد.
این فیلم که پیش از انتشار توسط «The Block» مشاهده شد، تحقیقات چهارسالهای را به تصویر میکشد که توسط ویلیام دی. کوهان، نویسنده نیویورک تایمز، روزنامهنگار مالی و بانکدار سرمایهگذاری سابق M&A، در کنار تیم محققان خصوصی شرکت Quest Research and Investigations به رهبری تایلر مارونی، با بهرهگیری از متخصصان رمزنگاری، برنامهنویسی و زبانشناسی انجام شده است.
کوهان در ابتدا مستند خود را با مصاحبه با شخصیتهای برجسته صنعت، از جمله کتی هاون، دادستان سابق وزارت دادگستری که تحقیقات مربوط به «جاده ابریشم» (Silk Road) و «امت گاکس» (Mt. Gox) را رهبری میکرد و بعدها بنیانگذار و مدیرعامل Haun Ventures شد؛ برایان بروکس، مدیر حقوقی سابق Coinbase، مدیرعامل BinanceUS، مدیرعامل Bitfury و کنترلکننده موقت ارز؛ و جوزف لوبین، همبنیانگذار اتریوم و مدیرعامل Consensys، آغاز کرد. با این حال، او تمایل کمی برای مشارکت مستقیم در مورد سوال هویت ساتوشی یافت.
کوهان به The Block گفت که کاملاً مطمئن نیست چرا آنها اینقدر بیمیل بودند. او گفت: «بخشی از آن، به نظرم، این بود که بیش از یک دهه پس از نوشتن وایتپیپر توسط ساتوشی و تولد بیتکوین، این موضوع دیگر بیاهمیت شده بود. پس چرا زحمتش را بکشیم؟ بخشی از آن هم شاید این بود که اگر کشف میکردیم که ساتوشی یک فرد شرور است... این خبر میتوانست ثروتی را که آنها از مالکیت بیتکوین خود به دست آورده بودند، نابود کند. در هر صورت، این موضوع همه ما را ترغیب کرد تا هویت ساتوشی را کشف کنیم — و فکر میکنم این کار را کردیم.»
بنابراین، کوهان به جای آن به مارونی و تیم گستردهتر QRI روی آورد. به گفته مارونی، تمرکز QRI بر تحقیقاتی است که در راستای منافع عمومی هستند و حل آنها بسیار دشوار است، و آنها تلاش کردند تا با شواهد تجربی و شهادت کارشناسان، که کوهان و بسیاری از مستندهای قبلی با آنها صحبت نکرده بودند، به این کار نزدیک شوند.
QRI شش نفر از معتبرترین، اما مظنونان همیشگی را معرفی کرد: آدام بک، رمزنگار، مدیرعامل بلاکاستریم (Blockstream)، و خالق Hashcash که در وایتپیپر بیتکوین به آن اشاره شده است؛ نیک سابو، دانشمند کامپیوتر، و خالق بیت گلد (Bit Gold)، پیشساز بیتکوین؛ هل فینی، توسعهدهنده نرمافزار، خالق RPOW (Reusable Proof of Work)، جانشین Hashcash، و اولین دریافتکننده بیتکوین از ساتوشی ناکاموتو؛ لن ساسامان، مهندس سیستمها و دانشگاهی؛ پاول لو رو، برنامهنویس رمزنگاری و مجرم محکومشده؛ و وی دای، مهندس کامپیوتر و خالق B-money، پیشساز بیتکوین، که در وایتپیپر نیز به آن اشاره شده است.
یکی از اولین افرادی که QRI با او صحبت کرد، بیارنه استروستروپ، خالق زبان برنامهنویسی ++C بود که برای بیتکوین استفاده شد. او با بررسی کد بیتکوین گفت که ساتوشی ناکاموتو «یک برنامهنویس ++C به اندازه کافی خوب برای آن زمان» بود که به ++C مسلط بوده، نه فقط C — و بک، دای و لو رو همگی این معیار را داشتند. سابو و ساسامان به نوشتن با ++C شهرت نداشتند و فینی نیز کمتر شناخته شده بود که از آن استفاده کند.
پیوند دیگری که محققان برجسته کردند این بود که همه نامزدها، به جز لو رو، در دهه ۱۹۹۰ در گروهی از کدنویسان به نام سایفرپانکها (cypherpunks) بسیار فعال بودند که فلسفهای با گرایش بسیار لیبرترین داشتند.
فیل زیمرمن، بنیانگذار PGP (Pretty Good Privacy) که رمزگذاری ایمیل واقعی را ایجاد کرد، توسط بسیاری به عنوان «سایفرپانک اصلی» (OG cypherpunk) شناخته میشود، و هم فینی و هم ساسامان قبلاً در PGP برای زیمرمن کار کرده بودند.
هنگامی که مارونی از زیمرمن پرسید که آیا کسی که او در PGP با او کار میکرد، میتوانسته بخشی از تیم اولیه تشکیلدهنده بیتکوین باشد، زیمرمن به وضوح تمایلی به پاسخ دادن نداشت. PGP، در حالی که بر رمزگذاری ایمیل تمرکز داشت، چندین حوزه دیگر از جمله پول دیجیتال را نیز بررسی میکرد.
مارونی با آلیسا بلکبرن، دانشمند داده در دانشکده پزشکی بیلور و متخصص در استخراج اولیه بیتکوین، صحبت کرد. او حدود ۶۴ بازیگر اصلی را در دو سال اول بیتکوین شناسایی کرد، از جمله حجم زیادی از فراداده (metadata) درباره فعالیتهای استخراج و ارتباطات ساتوشی ناکاموتو، که به گفته او، ایدهای از «ریتمهای دیجیتالی» آنها ارائه میدهد.
تحلیل او از فعالیت ساتوشی ناکاموتو نشان میدهد که آنها عمدتاً بین ساعت ۶ صبح به وقت اقیانوس آرام (PST) و ۱۰ شب به وقت اقیانوس آرام فعال بودهاند، که نشاندهنده مناطق زمانی آمریکای شمالی یا جنوبی است. با انطباق این اطلاعات با نامزدهای باقیمانده و فعالیت آنلاین شناختهشده آنها، از جمله لیست پستی رمزنگاری metzdowd که وایتپیپر بیتکوین از طریق آن توزیع شد، بلکبرن نتیجه گرفت که تنها فینی و ساسامان با مشخصات فعالیت ساتوشی ناکاموتو مطابقت دارند. او استدلال کرد که بر اساس این تحلیل، «غیرقابل تصور» است که بک، سابو یا دای بتوانند ساتوشی ناکاموتو باشند.
نیویورک تایمز اخیراً بک را به عنوان نامزدی پیشرو بر اساس تحلیل زبانی و شواهد ضمنی، از جمله یک ایمیل مربوط به سال ۲۰۱۵ که به ساتوشی ناکاموتو نسبت داده شده بود، پیشنهاد کرد، هرچند که صحت آن به طور گستردهای مورد بحث است. بک نیز به شدت ادعاهای نیویورک تایمز را رد کرد.
QRI نیز همان ایمیل را بررسی کرد. با این حال، مارونی به The Block گفت که منابع متعددی اظهار داشتند که آن ایمیل با سبک نگارش شناختهشده ساتوشی ناکاموتو و موضوعاتی مانند قیمت بیتکوین که ناکاموتو معمولاً درباره آنها بحث نمیکرد، ناسازگار بود. او افزود که ایمیل با کلید رمزنگاری ناکاموتو، که یک روش استاندارد برای تأیید هویت است، امضا نشده بود و ممکن است از یک حساب به خطر افتاده منشأ گرفته باشد.
بلکبرن از تحقیقات خود گفت که از نظر کیفی، فینی و ساسامان معتبرترین نامزدها به نظر میرسند.
یکی از نگرانیهای مارونی در مورد ساسامان، تمایل او به «انتقاد شدید» از بیتکوین بود، با اشاره به پستهای او در رسانههای اجتماعی در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ که بیتکوین را «مزخرف» و «بیش از حد تبلیغشده» توصیف میکرد و موفقیت آن را ناشی از «هیجان بیمنطق» میدانست.
نگرانیهای کوهان و محققان درباره مورد فینی این بود که او یک برنامهنویس بود، نه یک نویسنده آکادمیک، و وایتپیپر بیتکوین یک مقاله آکادمیک بود.
ویل پرایس، همبنیانگذار PGP Corp.، گفت که با نگاهی به ساختار RPOW، و پس از ۱۵ سال کار با فینی، میتوانست فوراً تشخیص دهد که توسط فینی کدگذاری شده است. با این حال، بر خلاف Hashcash و B-Money، پرایس اشاره کرد که RPOW در وایتپیپر بیتکوین ذکر نشده بود و این سوال را مطرح کرد که چرا چنین بوده، در حالی که «به بیتکوین تا جایی که ممکن بود نزدیک بود».
با این حال، وقتی مارونی تلاش کرد تا پروندهای علیه فینی مبنی بر ساتوشی ناکاموتو نبودن او بسازد، پرایس خندید و برای او آرزوی «موفقیت» کرد. مارونی به این نکته اشاره کرد که فینی به برنامهنویسی با ++C شهرت نداشت، و پرایس دوباره خندید.
پرایس گفت: «برای مهندسی در کالیبر هل، یک زبان متفاوت مانند مرغ در مقابل استیک است. هیچ معنایی ندارد و او میتواند در عرض چند ساعت زبانها را تغییر دهد»، و اشاره کرد که او در حال حاضر مجبور بود روی کارهای ++C در PGP کار کند. پرایس گفت: «بسیاری از کدهای بیتکوین بسیار شبیه به کارهایی است که هل به طور معمول در ++C خود انجام میدهد، اما سپس او چیزهایی را برای گمراه کردن شما اضافه میکند.»
مارونی اشاره کرد که به نظر میرسید منظور پرایس این است که فینی عمداً از ++C، زبانی که برای او در عموم شناخته شده نبود، برای کدنویسی استفاده کرده است، زیرا این کار «پوشش اضافی» فراهم میکرد.
پرایس گفت، تا سال ۲۰۰۸، شرکت دیگر کاری برای فینی نداشت و پیشنهاد کرد که او فقط به کار روی RPOW ادامه دهد — و او فکر میکند که دقیقاً همین اتفاق افتاد.
پرایس توضیح داد که یک وقفه دو ماهه از ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ (تاریخ انتشار وایتپیپر بیتکوین) تا اوایل ژانویه ۲۰۰۹ (بلوک پیدایش بیتکوین) وجود داشت که فینی هیچ کامیت (commit) PGP انجام نداد. پرایس گفت که آنها هنوز وظایف او را میدانستند، و فینی، که یک کارمند از راه دور بود، بهروزرسانیهای هفتگی ارسال میکرد و مواردی مانند ادامه کار بر روی فناوری اثر انگشت ویندوز خود را تأیید میکرد.
پرایس گفت: «بنابراین او روی ++C در ویندوز کار میکرد، که بیتکوین برای آن و در آن نوشته شده است. در آن دو ماه چه اتفاقی افتاد که در دو ماه آخر قبل از انتشار کد منبع بیتکوین، هل هیچ کامیتی به کد منبع در محل کار نکرد؟ روی چه چیزی کار میکرد؟ من فکر میکنم بیتکوین بود.»
فینی در آگوست ۲۰۱۴ بر اثر عوارض بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) درگذشت. در اواخر عمر فینی، جان کالاس، همبنیانگذار PGP Corp.، و زیمرمن به دیدن او رفتند، جایی که کالاس میگوید از او پرسیده بود که آیا او ساتوشی ناکاموتو است.
کالاس به یاد آورد: «پاسخ او این بود که چرا اگر ساتوشی بودم، انکار میکردم؟ چون من یک بیماری مهلک دارم. و میدانید، هیچ دلیلی در دنیا برای انکار آن ندارم چون قرار نیست دو یا سه سال دیگر زنده باشم، اما نه، من نیستم. در آن زمان، من آن را یک انکار نکردن و آن را یک بله تفسیر کردم.»
اما، البته، منطقی بود که انکار کند.
پرایس گفت: «نمیدانم چرا کسی باید این همه تلاش برای ناشناس ماندن، ساختن نام مستعار، و این همه زحمت را به جان بخرد، و بعد شروع کند به گفتن به آدمهای تصادفی. درست است؟ منظورم این است که شما یا باید در این مورد ثابتقدم باشید یا نه.»
مارونی تامل کرد: «یکی از برداشتهای بزرگ من از این جلسه این است که این افراد دلتنگ هل هستند. آنها به هل احترام میگذارند، معتقدند که داستان او بالاخره باید گفته شود. آنها میخواهند حقیقت آشکار شود. و بله، شاید ساتوشی هرگز نتواند یک بیتکوین را جابجا کند، اما سه شاهد عینی، متخصصان این حوزه، دوستان هل که هویت او را تأیید میکنند، شواهد تأییدکننده خوبی به نظر میرسند.»
اگرچه در مستند به آن اشاره نشد، اما پس از داستان اصلی نیوزویک که فینی و دوریان پرنتیس ساتوشی ناکاموتو را در سال ۲۰۱۴ به هم مرتبط میکرد، فوربس و دیگران نیز اشاره کردند که این دو نفر هر دو در «تمپل سیتی»، حومهای کوچک از لس آنجلس با جمعیتی حدود ۳۵۰۰۰ نفر، در چند بلوک از یکدیگر زندگی میکردند. اگرچه این موضوع چیزی را ثابت نمیکند، اما بسیاری در مورد این اتفاق نظر گمانهزنی کردهاند و پیشنهاد کردهاند که فینی ممکن است از دایرکتوریهای محلی آن زمان برای الهام گرفتن در انتخاب نام مستعار استفاده کرده باشد.
مارونی به The Block گفت: «ما به خوبی از این موضوع آگاه بودیم، آنچه دیگران قبلاً یافته بودند را تأیید کردیم، برای یافتن هر گونه ارتباط دیگر بین ناکاموتو و فینی تلاش کردیم، و در نهایت تصمیم گرفتیم آن را در فیلم قرار ندهیم. من به این نکته اشاره میکنم که میتوان از این موضوع برای تقویت پرونده ما استفاده کرد.»
درست زمانی که فکر میکردند به جایی رسیدهاند، مارونی با مقالهای از اکتبر ۲۰۲۳ از «سایفرپانک حرفهای» جیمسون لاپ، همبنیانگذار و افسر ارشد امنیت کاسا، با عنوان «هل فینی ساتوشی ناکاموتو نبود»، روبرو شد.
لاپ در مصاحبه با مارونی گفت: «با تحقیق درباره بسیاری از فعالیتهای اولیه هل و ساتوشی، چندین تضاد مختلف را کشف کردم که نشان میداد آنها هر دو در یک زمان دقیق کارهایی انجام میدادند که هل نمیتوانست پای یک کامپیوتر متصل به اینترنت باشد.»
برای مثال، لاپ به ایمیلهای رفت و برگشتی و یک تراکنش بیتکوین بین ساتوشی ناکاموتو و توسعهدهنده اولیه بیتکوین مایک هرن با برچسبهای زمانی نگاه کرد، در حالی که هل فینی به طور قابل اثبات در یک مسابقه در حال دویدن بود.
لاپ گفت: «بر اساس این واقعیت بسیار ساده که نمیتوان در دو مکان همزمان بود، بسیار بعید است که ساتوشی و هل یک شخص بودهاند.»
مارونی گفت که برای او دشوار بود که گفتگوهای تیم PGP و لاپ را با هم تطبیق دهد، اما از لاپ پرسید که چه توضیحات دیگری ممکن است داشته باشد.
لاپ گفت: «یک توضیح احتمالی این است که ساتوشی گروهی از افراد بوده است. اینکه آیا هل در این قضیه 'درگیر' بوده است، به نظرم، هرگز واقعاً قابل اثبات نخواهد بود.» او افزود، با تکرار مشاهدات پاکت: «اما تیغ اوکام میگوید، حفظ راز بین افراد متعدد دشوار است. مگر اینکه همه آنها مرده باشند» — که میتواند توضیح دهد چرا وجوه ساتوشی ناکاموتو هرگز جابجا نشده است.
در ابتدا، مارونی فکر میکرد لاپ در حال «خراب کردن» نظریه اوست. او گفت: «اما بعد فهمیدم که او پاسخ را به من داد، زیرا هل فینی تنها نامزدی نبود که دیگر در میان ما نبود.»
بنابراین، محققان از Meredith Patterson، کدنویسی که در امنیت کامپیوتر، زبانشناسی و حقوق مدنی فعال بود، کمک گرفتند. اما دلیل اصلی که میخواستند با او صحبت کنند این بود که او همچنین بیوه لن ساسامان بود.
مارونی مکالمهای با پرایس از PGP را درباره زندگی ساسامان به عنوان یک آکادمیک و دانشجوی دکترا با تمرکز بر ناشناسسازی به یاد آورد.
پرایس گفت: «وقتی وایتپیپرهای لن ساسامان را مرور میکنید، او واقعاً در نوشتن وایتپیپرها عالی بود. او واقعاً به بررسی هر ارجاع، دقت و صحت هر بخش از آن وایتپیپر اهمیت میداد. او از آن دسته افرادی بود که واقعاً آن را با دقت انجام میدادند و درست مینوشتند.»
پرایس ادامه داد: «وایتپیپر به شکلی خاص نوشته شده است که نشان میدهد نویسنده آن یک وایتپیپرنویس است. و این هل نیست.»
لن در زمانی که ساتوشی ناکاموتو فعال بود، در اروپا زندگی میکرد، و با وجود اینکه آمریکایی بود، نوشتههایش اغلب حاوی املا و عبارات بریتانیایی بود، درست مانند ناکاموتو. استاد راهنمای دکترای او دیوید چاوم بود، مخترع DigiCash و به طور گسترده به عنوان «پدرخوانده» ارزهای دیجیتال شناخته میشود.
پترسون و ساسامان در CodeCon، کنفرانسی که او در سانفرانسیسکو با برام کوهن، برنامهنویس کامپیوتر آمریکایی که بیشتر به عنوان نویسنده پروتکل بیتتورنت (BitTorrent) شناخته میشود، برگزار میکرد، آشنا شدند.
پترسون گفت، ساسامان نیز مانند فینی از بیماریهای ناتوانکننده رنج میبرد، از جمله بیماری کرون و کاهش شدید کلسیم در ستون فقراتش، و تا سن ۳۰ سالگی از عصا استفاده میکرد. متأسفانه، در ۳ جولای ۲۰۱۱، حدود شش ماه پس از آخرین پست عمومی ساتوشی ناکاموتو، ساسامان خودکشی کرد.
در سال ۲۰۰۵، فینی RPOW را در CodeCon ارائه کرده بود.
پترسون به مارونی گفت: «من چند مقاله درباره Hashcash خوانده بودم، که اساساً پیشساز RPOW بود. اما دیدن اینکه چگونه به سیستمی برای استفاده واقعی به عنوان پول تبدیل شده، جذاب بود.»
پترسون تأیید کرد که فینی و ساسامان دوست بودند، در PGP با هم کار کرده بودند، و «قطعاً» در سال ۲۰۰۸ با یکدیگر در تماس بودند. او گفت: «آنها قطعاً هنوز به صورت آنلاین با هم در تعامل بودند.»
وقتی از پترسون پرسیده شد که وقتی برای اولین بار درباره بیتکوین شنید، چه فکری کرد، او گفت که بلافاصله وایتپیپر را خواند و آن را «راهی عالی برای دور زدن اپراتور مرکزی» دید. در مورد استفاده از نام مستعار، او گفت که تعجب نکرد. او گفت: «کسی که پشت این کار بود قطعاً لیست پستی سایفرپانکها را خوانده بود. آنها با انواع مشکلاتی که سایفرپانکها علاقهمند به حل آنها بودند، آشنا بودند.»
ساسامان همچنین در ناشناسسازی استایلومتریک (stylometric anonymization) متخصص بود، یعنی تغییرات جزئی سبکشناختی در نوشتار که اثرات انگشت را برای شناسایی نویسنده محو میکند. این موضوع میتواند تحلیلهای نامشخص وایتپیپر بیتکوین را توضیح دهد.
پترسون در مورد نظریه اینکه استعدادهای ساسامان میتوانسته مکمل استعدادهای فینی در ایجاد بیتکوین باشد، گفت که این امر را قابل قبول میداند. مارونی پرسید: «آیا ممکن است لن به هل کمک کرده باشد و به شما نگفته باشد؟» او پاسخ داد: «اوه، بله، قطعاً.»
کوهن، از بیتتورنت، که هم فینی و هم ساسامان را میشناخت، ساسامان را بهترین دوست خود توصیف کرد، زیرا برای مدت طولانی همخانه بودند. در مجموعهای از پستهای رسانههای اجتماعی در سال ۲۰۲۱، کوهن گفت: «لن به طور مستعار و پیوسته در لیست سایفرپانکها پست میگذاشت، از جمله حداقل یک نام کاربری کامل و قدیمی.»
کوهن افزود: «دلالت آن این بود که یا هل یا لن یا ترکیبی از آن دو بودند، اما بسیار نامطمئن. لن همچنین سعی کرد مرا متقاعد کند که بیتتورنت را به صورت مستعار منتشر کنم، که به نظر نشانه چیزی است.»
هنگامی که مارونی از کوهن پرسید چرا او شخصاً فینی و ساسامان را خالق بیتکوین میداند، کوهن پاسخ داد که آنها یکدیگر را میشناختند و هر دو الگوی پستی مستعار در میان سایفرپانکها داشتند. او گفت: «آنچه آنها دوست داشتند دقیقاً با آنچه درباره ساتوشی ناکاموتو میدانیم مطابقت داشت، زیرا ساتوشی، اول از همه، یک سایفرپانک بود.»
در مورد مهارتها و تجربههای لازم برای ایجاد بیتکوین، کوهن گفت که فینی به ویژه این مهارتها را از خود نشان داد، در حالی که ساسامان بیشتر برای عنصر زبان انسانی آن مناسب بود – با اشاره به وایتپیپر و مشارکت در پستهای انجمن – که مارونی پیشنهاد کرد که این نیز توضیح میدهد که چگونه فینی میتوانست در یک مسابقه بدود در حالی که ساسامان به عنوان ساتوشی عمل میکرد.
اما یک مشکل باقی ماند. چرا ساسامان باید علناً به بیتکوین حمله میکرد؟ کوهن گفت: «شما نمیتوانید کاری کنید که تمام نامهای مستعارتان در مورد همه چیز با هم توافق داشته باشند، وگرنه همه میفهمند نامهای مستعار شما چه کسانی هستند. اگر هویتی دارید که سعی در پنهان کردن آن دارید، شخصیت عمومی عادی شما سود کمی از توافق با یک هویت پنهان خواهد داشت، به خصوص اگر موضوعی بحثبرانگیز مانند بیتکوین باشد.»
برای مارونی، قطعات پازل در حال کنار هم قرار گرفتن بودند. در ملاقات با ویلیام دی. کوهان، او گفت: «در تمام طول تحقیق، ما ساتوشی را به گونهای دنبال کردهایم که انگار یک نفر است. اما تمام شواهد ما به این نتیجه میرسد که این کار توسط دو نفر با همکاری یکدیگر انجام شده است.»
مارونی گفت: «اگر تمام شواهد غیرمستقیم، تمام شواهد تجربی، و تمام شهادتهای شاهدان عینی را در نظر بگیریم، نتیجهگیری این است که هل فینی و لن ساسامان برای ایجاد بیتکوین همکاری کردهاند. این که آن دو ساتوشی ناکاموتو بودهاند.»
بر خلاف مصاحبهشوندگان اولیه، برخی از کارشناسان صنعت کریپتو تمایل داشتند درباره نتایج مستند اظهار نظر کنند. در بیانیه مطبوعاتی همراه با تریلر رسمی فیلم در ماه گذشته، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل Coinbase، گفت: «این متفکرانهترین برداشت از این موضوع است که من دیدهام، و گمان میکنم به پاسخ درستی رسیدهاید.» Coinbase نیز از حامیان این فیلم است.
پس از دیدن مستند، لاپ نیز ظاهراً به سازندگان فیلم گفت که این «به راحتی ماهرانهترین مستند بیتکوین تولید شده» بود که او دیده بود، و افزود که این «برداشتی قابل قبول است که ممکن است بالاخره به تعقیب ارواح پایان دهد.»
بسیاری از تلاشها برای کشف هویت ساتوشی انتقاد کردهاند و به درستی به تهدیدات احتمالی برای خانواده و دوستان آنها اشاره کردهاند. شرکتکنندگان در مستند، از جمله زیمرمن، نیز محتاط بودند و آن را «خطرناک» توصیف میکردند و میگفتند «ممکن است افراد آسیب ببینند.»
با این حال، به طور قابل توجهی در این مورد، بیوههای هر دو فینی و پترسون تمایل داشتند در خود مستند شرکت کنند و به نظر میرسید که با معقولیت نتایج نهایی تحقیق موافق بودند.
فرن فینی گفت: «فیلم شما را دوست داشتم. دلیل اینکه [در ابتدا] از صحبت با شما خودداری کردم این بود که مسیر فیلم شما را اشتباه فهمیده بودم. پروژههای مختلفی به من مراجعه کرده بودند، و من فکر میکردم این پروژه مشابه آنهاست. و بیشتر آن پروژهها بسیار استثمارگرایانه هستند. اما بعد از دیدن فیلم و کارهایی که با آن انجام دادهاید، واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم و شگفتزده شدم.»
وقتی از فرن فینی پرسیده شد که آیا هرگز از همسرش پرسیده بود که آیا او ساتوشی ناکاموتو است، او گفت که این کار را کرده بود، اما او فقط خندیده و گفته بود نه. مارونی گفت: «آیا ممکن است او در ساخت آن کمک کرده باشد و به شما نگفته باشد؟» او گفت: «بله، فکر میکنم او در ساخت آن کمک کرده است. شما همچنین این احتمال را مطرح کردید که من قبلاً در نظر نگرفته بودم که هل ممکن است در نوشتن کد بیتکوین همکاری کرده باشد. و منظورم این است که او این کار را انجام داد. او برای نوشتن آن هیجانزده بود. خود وایتپیپر را فکر نمیکنم او نوشته باشد. اما میتوانسته کمک کند. ویرایشهایی برای آن انجام داده باشد. پس آنچه شما در فیلم ارائه میدهید برای من منطقی است.»
مارونی با تأمل در مصاحبه با فرن فینی گفت که این مصاحبه او را به یاد مصاحبه فوربس با هل فینی کمی قبل از مرگش انداخت. مارونی گفت: «در نتیجهگیریهای مقاله، از هل پرسیده شد که با توجه به کمکهای او به رمزنگاری متنباز، آیا میتوان او را یکی از خالقان بیتکوین در نظر گرفت.»
ویل پرایس از PGP نیز به همین نکته اشاره کرد. پرایس گفت: «وقتی او آن را به شکل نهایی مطرح کرد، که آیا او یکی از خالقان بیتکوین است، هل چشمان و ابروهایش را بالا انداخت، که در مقاله به عنوان راه او برای گفتن بله شناسایی شده است. و از او پرسیدند که آیا به آن کار افتخار میکند. و فینی چشمانش را بالا انداخت و لبخند زد.»
پرایس گفت: «من فکر میکنم، برای هل، همیشه درست بود که بگوید او بیتکوین را خلق نکرد. او بیتکوین را خلق نکرد، یک تیم بود. اما اگر از او بپرسید، آیا شما یکی از خالقان بیتکوین هستید؟ بله. در این مرحله، فکر میکنم بهتر است مردم بفهمند که این افراد که مدتهاست از دنیا رفتهاند، آن را خلق کردند. آنها همه بهترین نیات را داشتند و این کار را برای پول انجام ندادند.»
کالاس از PGP گفت: «تأثیر هل بر جهان در تعدادی از مسائل پشت صحنه اما فوقالعاده مهم باید ارزشگذاری شود. او فردی نیست که در دنیای ارزهای دیجیتال میبینید و به همین دلیل شایسته ستایش است، زیرا او مدرک مثبتی است که لازم نیست برای ایجاد تأثیری بزرگ در جهان، فردی وحشتناک باشید.»
فرن فینی گفت: «این میراث بزرگ اوست. او اثر خود را به جا گذاشت. و من به او بسیار افتخار میکنم.»
نکته مهم این است که این مستند تأکید کرد که «بر اساس یک بررسی تحقیقاتی گسترده، سازندگان فیلم تأیید میکنند که هیچ شواهد یا استدلال معقولی وجود ندارد که فرن فینی یا Meredith Patterson به کلیدهای خصوصی ساتوشی ناکاموتو دسترسی مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند.»
مارونی نتیجه گرفت: «من هل و لن را تقریباً بیش از هر کسی که تا به حال تحقیق کردهام تحسین میکنم، زیرا انگیزههای آنها بسیار زیباتر و خالصتر از انگیزههای اکثر افرادی بود که میخواهند پشت چیزی پنهان شوند. معمولاً من به دنبال افرادی هستم که کار اشتباهی انجام دادهاند و پشت نقاب پنهان شدهاند. اما در این مورد، من به دنبال کسی یا افرادی بودم که کار واقعاً خلاقانه و نوآورانهای انجام دادند. اینها افرادی بودند که احساس میکردند فرد عادی در حال از دست دادن قدرت است و راه بازیابی بخشی از آن قدرت نه با راهاندازی یک انقلاب واقعی، بلکه با راهاندازی انقلابی با یکها و صفرها بود.»
در حالی که هویت ساتوشی ناکاموتو نامشخص باقی میماند، و شاید هرگز به طور قطعی تأیید نشود، این تحقیق مسلماً یکی از قانعکنندهترین پروندهها را تا به امروز ارائه میدهد که فینی و ساسامان به طور مشترک برای راهاندازی بیتکوین همکاری کردهاند.
«یافتن ساتوشی» در ۲۲ آوریل از طریق FindingSatoshi.com به صورت جهانی منتشر شد.
سلب مسئولیت: The Block یک رسانه مستقل است که اخبار، تحقیقات و دادهها را ارائه میدهد. از نوامبر ۲۰۲۳، Foresight Ventures سرمایهگذار اکثریت The Block است. Foresight Ventures در سایر شرکتهای حوزه کریپتو سرمایهگذاری میکند. صرافی کریپتو Bitget یک LP اصلی برای Foresight Ventures است. The Block به طور مستقل عمل میکند تا اطلاعات عینی، مؤثر و بهموقع درباره صنعت کریپتو را ارائه دهد. در اینجا اطلاعات مالی فعلی ما آمده است.
© ۲۰۲۶ The Block. تمامی حقوق محفوظ است. این مقاله صرفاً برای اهداف اطلاعاتی ارائه شده است. به عنوان مشاوره حقوقی، مالیاتی، سرمایهگذاری، مالی یا سایر مشاورهها ارائه یا در نظر گرفته نشده است.