
یوما، یکی از بزرگترین مشارکتکنندگان بیتتنسور و سومین ولیدیتور بزرگ شبکه، انتقاد مفصلی از ارتقاء پیشنهادی "روت ریبورن" منتشر کرده و استدلال میکند که این طراحی خطرات حاکمیتی، نظارتی و ساختار بازار را به همراه دارد که از مزایای بالقوه آن بیشتر است.
این پیشنهاد که در حال حاضر در دست بررسی است و هنوز در شبکه اصلی (mainnet) فعال نشده، نحوه رسیدگی به پاداشهای استیکینگ روت را متحول خواهد کرد. در سیستم موجود، سود روت عملاً با تبدیل خودکار انتشار آلفای سابنت به TAO پرداخت میشود. طراحی جدید این فروشهای خودکار را متوقف میکند.
در عوض، ولیدیتورها وزنهای تخصیص را در سراسر سابنتها تعیین خواهند کرد. سپس انتشار روت به سبدهای منتخب ولیدیتورها از توکنهای سابنت تخصیص داده میشود، به طوری که استیککنندگان به جای پاداشهای مستقیم TAO، ادعاهای قابل بازخرید بر روی آن موقعیتها دریافت میکنند.
این پیشنهاد بیان میکند که این تغییر، فشار فروش خودکار بر داراییهای سابنت را کاهش میدهد و تصمیمات تخصیص ولیدیتور را به بخش مهمتری از اقتصاد شبکه تبدیل میکند. همچنین ابزارهای جدیدی را برای ردیابی ارزش خالص دارایی سبد ولیدیتور، تخصیصهای سابنت، بدهیهای استیککنندگان و عملکرد سبد در سراسر شبکه معرفی خواهد کرد.
یوما گفت که این پیشنهاد نقش ولیدیتورها را از اپراتورهای زیرساخت به تخصیصدهندگان فعال سرمایه تغییر میدهد.
گروه ولیدیتور نوشت: «در شکل فعلی خود، پیشنهاد روت ریبورن ریسک قابل توجه و کاهشنیافتهای دارد که از مزایای آن بیشتر است.»
یوما استدلال کرد که ولیدیتورها نفوذ قابل توجهی بر جریان سرمایه در اکوسیستم بیتتنسور پیدا خواهند کرد و انگیزههایی ایجاد میکنند که ممکن است همیشه با منافع دلیگیتورها همسو نباشند.
این گروه گفت که ولیدیتورها میتوانند تخصیصها را به سمت سابنتهایی که خودشان در آنها موقعیت دارند هدایت کنند یا مشوقهای خارجی از اپراتورهای سابنت که به دنبال سرمایه اضافی هستند بپذیرند. یوما این ساختار را با درسهای رسوایی LIBOR مقایسه کرد، جایی که گروه کوچکی از شرکتکنندگان بر معیارهای مالی کلیدی نفوذ داشتند.
یوما نوشت: «خطر اخلاقی شدید است»، و افزود که از ولیدیتورها باید انتظار داشت که بازده مالی خود را به حداکثر برسانند.
این سازمان همچنین این سوال را مطرح کرد که آیا عملکرد ولیدیتورها میتواند به طور موثر تحت سیستم پیشنهادی اندازهگیری شود. این سازمان گفت که ولیدیتورها زمان بازخرید را کنترل نمیکنند، که حفظ تخصیصهای سبد هدف را با ورود و خروج کاربران از موقعیتها دشوار میکند.
یوما استدلال کرد که با گذشت زمان، انتشارات جدید بخش فزایندهای کوچکی از سبدهای بزرگ ولیدیتورها را تشکیل میدهند، که توانایی ولیدیتور را برای تأثیرگذاری مادی بر عملکرد از طریق تصمیمات تخصیص آینده محدود میکند.
این گزارش همچنین نگرانیهایی را در مورد نحوه برخورد نظارتی مطرح کرد. یوما گفت که ولیدیتورها در حال حاضر انتشارات بلاکچین را هدایت میکنند، اما روت ریبورن آنها را در موقعیتی قرار میدهد که به طور فعال میزان مواجهه دلیگیتورها با توکن سابنت را تعیین کنند.
این گروه نوشت: «ولیدیتورها دیگر صرفاً یک سرویس تکنولوژیکی خنثی ارائه نمیدهند، به دلیل الزام به تعیین وزن برای پاداشهای توکن سابنت.»
حامیان این پیشنهاد، ارتقاء را به عنوان مکانیزمی برای حفظ ارزش بیشتر در اقتصاد سابنت معرفی کردهاند.
خلاصهای که درخواست کشش سابتنسور (Subtensor pull request) را همراهی میکرد، بیان داشت که سود روت از فروش خودکار توکنهای سابنت فاصله گرفته و به سمت سرمایهگذاری مجدد در سابنتهای منتخب ولیدیتور حرکت خواهد کرد. این پیشنهاد تغییر را راهی برای وابسته کردن انتخاب ولیدیتور به تصمیمات تخصیص سرمایه، به جای عمدتاً کارمزدها یا بازدهی استیکینگ، توصیف کرد.
این پیشنهاد همچنین گفت که دلیگیتورها از طریق ابزارهای داشبورد که ترکیب سبد، ارزش خالص دارایی و بدهیهای معوق به استیککنندگان را نمایش میدهند، شفافیت بیشتری کسب خواهند کرد.
یوما اذعان داشت که سابنتهایی که تخصیص ولیدیتور را دریافت میکنند، میتوانند از افزایش تقاضا و قیمتهای قویتر توکن بهرهمند شوند. این گروه نوشت که سابنتهایی که وزنهای معنیداری به آنها اختصاص داده شود، به احتمال زیاد اثرات قیمتی خالص-مثبت را تجربه خواهند کرد، در حالی که سابنتهایی که تخصیص کمی یا هیچ تخصیصی دریافت نکنند، ممکن است نتایج خنثی داشته باشند.
در عین حال، یوما هشدار داد که این ساختار میتواند تلاشهای لابیگری توسط اپراتورهای سابنت که به دنبال حمایت ولیدیتور هستند را تشویق کند. این گزارش گفت که پروژههای جدید ممکن است با موانع بیشتری برای ورود مواجه شوند اگر روابط با ولیدیتورها به یک عامل مهم در جذب سرمایه تبدیل شود.
گروه ولیدیتور همچنین خطرات عملیاتی را شناسایی کرد. گزارش آن به تمرکز امانی (escrow) در یک کلید سرد (coldkey) واحد، دینامیکهای بازخرید که میتواند برای بازخریدکنندگان دیررس در دورههای برداشت سنگین زیان ایجاد کند، هزینههای مکرر لغزش (slippage) ناشی از بازتعدیل سبد، و چالشهای اجرایی در صورت افزایش قابل توجه فعالیت شبکه اشاره کرد.
یوما از بنیاد اوپنتنسور (OpenTensor Foundation) و ذینفعان شبکه خواست تا رویکردهای جایگزینی را در نظر بگیرند که به استیککنندگان اجازه میدهد تا ترجیحات سابنت خود را مستقیماً از طریق مکانیسمهای اختیاری (opt-in) بیان کنند، به جای اینکه تصمیمات تخصیص را در میان ولیدیتورها متمرکز کنند.
این گروه همچنین خواستار یک نقشه راه ارتقاء منتشر شده، یک فرآیند انتشار تعریف شده، آزمایشهای اضافی و ارزیابی رسمی ریسک قبل از هرگونه اجرای شد.
این بحث چند روز پس از آن مطرح میشود که بیتتنسور پس از اظهارات زاک پندل، رئیس تحقیقات Grayscale، توجه مجدد بازار را به خود جلب کرد. پندل استدلال کرد که محدودیتهای اخیر ایالات متحده بر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی Anthropic میتواند تقاضا برای شبکههای هوش مصنوعی غیرمتمرکز را تقویت کند. پندل نوشت که سرمایهگذاران ممکن است به طور فزایندهای به سمت جایگزینهایی مانند بیتتنسور روی آورند زیرا دسترسی به سیستمهای هوش مصنوعی پیشرو تحت کنترلهای متمرکز قرار میگیرد.
TAO (TAO) پس از این تحولات، طی ۱۲ ساعت حدود ۳۰ درصد افزایش یافت، طبق پوشش قبلی در crypto.news. با این حال، تا زمان نگارش این مطلب، TAO بیش از ۶ درصد کاهش یافته است، زیرا معاملهگران نگرانیهای اخیر پیرامون پیشنهاد روت ریبورن را میسنجند.