
یک نسخه مودبانه از سرمایهگذاری وجود دارد که در آن تحقیق میکنید، دارایی را ارزشگذاری میکنید و میخرید چون محاسبات منطقی است. سپس نظریه نابغه بزرگتر وجود دارد، جایی که چیزی را که میدانید بیشازحد گران است میخرید چون روی این شرط بندی میکنید که کسی هیجانزدهتر از شما بعدها حتی بیشتر برای آن پرداخت خواهد کرد. بازارهای رمزنگاری در دهه گذشته نشان دادهاند که چرا این موضوع اهمیت دارد.
نظریه نابغه بزرگتر میگوید یک سرمایهگذار میتواند روی یک دارایی بیشارزشیابی شده پول دربیاورد به شرطی که کسی را پیدا کند که مایل به پرداخت قیمتی حتی بالاتر باشد. خریدار اول به خاطر پرداخت بیش از حد احمق است. خریدار بعدی نابغه بزرگتر است. این ایده سوال ارزش ذاتی را کاملاً کنار میگذارد و آن را با یک شرط جایگزین میکند: زنجیره خریدارانی که مایل به پرداخت بیشتر هستند با شما متوقف نمیشود.
این یک استراتژی نیست بلکه توصیفی است از آنچه در جریان جنونهای سفتهبازی اتفاق میافتد. این روشی است برای توضیح اینکه چرا قیمتها میتوانند برای مدت طولانی بدون اینکه هیچ شرکتکنندهای به وضوح غیرمنطقی باشد، از اصول بنیادی جدا شوند. هر خریدار شرطبندی منطقی روی خریدار بعدی انجام میدهد.
این عبارت قبل از آنکه اقتصاددانان تلاش کنند آن را رسمی کنند، به عنوان روشی برای توصیف حبابهای سفتهبازی وارد کاربرد مدرن شده است. نزدیکترین نقطه استناد دانشگاهی، کار رابرت شیلر است که اصطلاح «شور و شوق غیرمنطقی» را برای توصیف همان الگوی روانشناختی که این نظریه به آن اشاره دارد، رایج کرد. استدلال شیلر ساده بود: بازارها شامل چرخههای بازخورد هستند که در آن افزایش قیمتها خریداران بیشتری را جذب میکند، که باعث افزایش قیمتها میشود، و این امر خریداران بیشتری را جذب میکند، تا جایی که دیگر احمق بزرگتری پیدا نشود.
ریشههای فکری به دورتر بازمیگردد. جان مینارد کینز بازارهای سفتهبازی را به یک مسابقه زیبایی توصیف کرد که برنده کسی است که حدس بزند بقیه مردم چه چیزی را حدس خواهند زد. جنون لالهها در هلند قرن هفدهم مثال نمادین است: قیمتی برای دارایی که از هر گونه کارایی قابل تصور جدا شده است، که با فرض اینکه شخصی ثروتمندتر یا گرسنهتر در آستانه خرید آن است، حفظ میشود.
سه نیرو زنجیره احمقهای بزرگتر را ادامه میدهند.
این مکانیزم در سطح فردی منطقی است. هر خریدار شرط میبندد که خریدار دیگری در راه است. نتیجه جمعی قیمت است که هیچ ربطی به جریانهای نقدی واقعی دارایی یا ارزش کاربردی آن ندارد. وقتی خریدار بعدی حاضر نشود، کل ساختار به سرعت فرو میریزد.
دینامیک احمق بزرگتر واضحترین ظهور خود را در لحظاتی نشان میدهد که شواهد گذشتهنگر عدم تطابق با اصول بنیادین را غیرقابل انکار میسازد.
هر مورد در نگاه به گذشته احمقانه به نظر میرسد. هر کدام در زمان وقوع برای افراد درون آن منطقی به نظر میرسید.
رمزارز اولین کلاس دارایی طراحی شده برای عصر اینترنت است که چرخههای مکرر احمق بزرگتر را به صورت عمومی، در زمان واقعی، با مشارکت خردهفروشان در همه سطوح تجربه میکند. سه الگو تکرار میشوند.
اولین مورد چرخه رونق و سقوط بیتکوین است. بیتکوین از سال ۲۰۱۷ دو بار بیش از ۸۰٪ از اوج خود سقوط کرده است. هر افزایش قیمتی با سقوطی همراه بوده که بیشتر رشد را از بین برده است. برخی از آن سقوطها ناشی از رهاسازی احمق بزرگتر بودند. برخی دیگر پاسخ به شوکهای واقعی کلان اقتصادی بودند. شبکه پایه بیتکوین و فرضیه پذیرش آن صرفنظر از قیمت به رشد ادامه دادهاند، که این موضوع آن را از یک دارایی صرفاً احمق بزرگتر متمایز میکند.
دومین موضوع فصل آلتکوین است. توکنهای کوچکتر با سقف بازار کوچکتر بسیار سریعتر از بیتکوین در هر دو جهت حرکت میکنند. در دورههای صعود آلتکوین، دهها توکن بدون محصول یا درآمد مشخص میتوانند ظرف چند هفته 20 برابر یا 50 برابر رشد کنند و سپس همه آن را از دست بدهند. این چرخه تقریباً همیشه به دلیل وجود خریداران ناآگاه بیشتر شکل میگیرد زیرا توکنها اغلب هیچ جریان نقدی یا کاربردی ندارند که به تنهایی بتواند قیمت را پشتیبانی کند.
سومین موضوع جنون NFT است. چرخه NFT سال 2021 پاکترین مثال از خریدار ناآگاه بیشتر بود که ارز دیجیتال ارائه داده است. مجموعههای تصویر پروفایل به این فرض که خریدار بعدی پول بیشتری پرداخت خواهد کرد، صدها هزار دلار فروخته شدند. وقتی خریدار بعدی ظاهر نشد، قیمتها در اکثر مجموعهها بیش از 90٪ کاهش یافت.
قالب صادقانه این است که کریپتو هر دو را در بر دارد. پروژههایی وجود دارند که دارای جذب واقعی و استفاده در حال رشد هستند، و توکنهایی که تنها به این دلیل وجود دارند که ممکن است کسی بعداً آنها را بخرد. نظریه ابله بزرگ لنزی است برای تمایز دادن این دو، نه یک حکم درباره طبقه دارایی.
دفاع در هر بازاری یکسان است.
هیچکدام از این موارد شما را از اشتباه درباره ارزش حفاظت نمیکند. آنها شما را از آخرین خریدار در صف شدن محافظت میکنند.
این نظریه به عنوان هشدار مفید است، اما به عنوان پیشبینی چندان کارآمد نیست. سه محدودیت صادقانهای وجود دارد که باید به خاطر سپرد.
این نظریه، بنیانهای اصلی را ثابت میداند. برخی داراییهایی که به نظر به بازی احمق بزرگ شباهت دارند، پذیرش واقعی در پسزمینهشان دارند که در حال رشد است. بیتکوین در سال ۲۰۱۴ چنین به نظر میرسید. بیتکوین در سال ۲۰۲۵ دارای ETFهای نقطهای، داراییهای دولتها و خزانهداریهای شرکتها بود. این دارایی، دستهبندی خود را تغییر داده بود.
این نظریه فرض میکند که زنجیره خریداران در نهایت قطع میشود. در برخی بازارها، این زنجیره برای دههها قطع نمیشود. بازار املاک و مستغلات در بیشتر دوران مدرن به عنوان بازاری احمق بزرگ توصیف شده و در طول نسلها ارزش آن افزایش یافته است.
همچنین این نظریه در زمان واقعی قابل آزمایش نیست. هیچ راه قابل اعتمادی برای دانستن اینکه آیا در اوایل داستان بنیادین هستید یا در انتهای زنجیره احمق بزرگ نیست. همان حرکت قیمتی بسته به بازه زمانی که بررسی میکنید، میتواند هر دو حالت را نشان دهد.
صادقانهترین استفاده از این نظریه بهعنوان یک سؤال است، نه پاسخ. بپرسید آیا معامله شما هنوز منطقی است اگر هیچ احمق بزرگتری هرگز ظاهر نشود. اگر پاسخ بله است، شما سرمایهگذاری میکنید. اگر پاسخ نه است، شما روی رفتار شخص دیگری سفتهبازی میکنید.
رمزارز برای مبتدیان توضیح داده شد. بیاموزید رمزارز چگونه کار میکند، تفاوت بین کوینها و توکنها چیست، چگونه داراییهای خود را ایمن نگه دارید و چگونه اولین خرید رمزارز خود را انجام دهید.

کیف پول کریپتو چیست و چگونه کار میکند؟ درباره کیف پولهای سختافزاری، نرمافزاری و صرافیها بیاموزید و بفهمید کدام نوع بهترین حفاظت را از داراییهای دیجیتال شما ارائه میدهد در این راهنمای ساده برای مبتدیان.

وایتپیپر کریپتو چیست و چرا اهمیت دارد؟ بیاموزید که به چه نکاتی توجه کنید، چگونه نشانههای هشدار را شناسایی کنید و چگونه هر پروژه بلاکچین را قبل از سرمایهگذاری ارزیابی کنید.
